تاریخ نگاران، نیمه دوم قرن بیستم را دورانی میشناسند که علم به کشف "خداوند" نایل امده است و دانشمندان بر این زیبایی و سادگی خلقت با دیده حیرت می نگرند، هرچند، این افریدگار شباهتی به خدای مذهب گرایان که بر سرنوشت و اعمال همه ی مخلوقات نظاره دارد، ندارد و خدایی است "عالمانه" که این نظارت را اغاز زمان به عهده ی نظامی سپرد که بشر تا این زمان فقط به بخش کوچکی از ان اگاهی یافته است.
شاید قوانین مکانیک کوانتوم که حاکم بر شیوه ی نظم جهان دورن است و بر حساب احتمالات واقع بنیاد شده است در حقیقت همان نظامی می باشد که خدا عالمانه بر حوادث روزانه ی ما حاکم گردانده است و در رهگذار های گوناگون ان راهی را برای ما بر میگزیند که خود میخواهد. اما این پاسخ احتمال گونه جوابی است مبتنی بر مبانی عرفانی و نه حقیقت علمی. علم تا امروز فقط یک حقیقت را به ثبوت رسانده و ان این که خدای خالقی هست و نه خدای نظاره کننده ی سرنوشت ما، بخشاینده ی گناهان ما، پاداش دهنده ی نیکی های ما و رستگاری جان های ما.
با افزایش اگاهی های بشر، باور یک عالم علوم کیهانی نسبت به خدای عالمانه روزبروز بیشتر افزایش می یابد زیرا که بدون این باور انچه را که او می بیند و می سنجد برای او کمتر قابل درک و پذیرفتن می شود، و از ان روی که پا فشاری او برای درک چگونگی افرینش کائنات به مرحله ی رضایت باطن نرسیده است و به توقف نیانجامیده است، ایمان او به خدا همیشه و همواره باید پایدار ماند و پایدار نیز خواهد ماند.
از اینجا و حالا تا کران کائنات قابل رویت
کره زمین، سومین سیاره از نه سیارات منظومۀ شمسی، در مدار خورشیدی دوران دارد که در فاصله دو سوم را برونی مرکزیت کهکشان مارپیچ شکلی است، به قطر یکصد هزار سال نوری و ضخامت ده هزار سال نوری به نام "کهکشان راه شیری". این کهکشان به گروهی از کهکشانها تعلق دارد که دانشمندان ان را "گروه محلی" نامیده اند و این مجمع الکواکب، خود خود بخشی از مجموعۀ بسیار عظیمی از کهکشان ها میباشد که به "گروه ویرگو" معروف است و این انبوه ستارگان، در دامنه جوّ بیکرانۀ فضایی تا حدود یکصد میلیون سال نوری را در برگرفته اند. عظمت و بیکرانگی این کائنات تا حدی است که اگر دست خود را به سوی افق بگشایید و بر انگشت خود بنگرید، در پشت شصت شما، رقمی تا حدود 50000 کهکشان پنهان است. تازه این سیارات و ستارگان، این مجمع الکواکب و کهکشانها، انهای هستند که از خود نور ساطح میسازند و از زمین قابل روئیت هستند. گروه دیگری از ستارگان وجود دارند که همواره انرژی می پراکنند و روئیت کردنی میستند. اما از طریق تلسکوپهای رادیویی قابل ضبط اند و میتوان امواج انان را به روی فیلم های حساسی که برای اشعۀ مجعول و ماوراء بنفش به کار برده میشود ضبط کرد.
4 comments:
درود بر شما دوست عزیز
باید بگم که هم مطالب این وبلاگ رو خوندم هم استدلال های پروفسور ویکتوری رو در مورد خدا شنیدم....
اما هیچ کدوم از این مطالب دلیلی بر اثبات وجود خدا نیست!چنانچه میدانید و پروفسور ویکتوری هم می دانند روش علم،روش مشاهده،مقایسه،آزمایش،هم سنجی با منطق ریاضی و اثبات است
سخنان پروفسور ویکتوری پیرامون خدا بیشتر ریشه در ایمان دارند تا علم،چرا که علم تا امروز به چنین اثباتی دست نیافته
اینها رو پیشتر هم از جانب فلاسفه عصر قدیم شنیده ایم،که البته در نظام فلسفه نوین استدلالاتی چون علیت و یا واجب الوجود و به طور کل نظام فلسفه و منطق ارسطویی و افلاطونی...در ردیف مغالطات قرار گرفته اند
من اصراری بر عدم وجود آفریننده ندارم،اما بشر هنوز به اثبات وجود چنین آفریننده ای در برابر خرد مجرد وپرسشگر دست نیافته است
بهرحال ممنونم از کوشش شما و پروفسور ویکتوری در راه دانش و روشنگری
سلام
یکی از روشهای اثبات خداونداعجاز میباشد و اعجاز اخرین پیامبر قران می باشد
با بررسی قران می توانیم دلایل محکمی بیاوریم و پیدا کنیم که نتنها محمد بلکه هیچ بشر دیگری نمی توانسته چنین سخنانی بگوید
آیا محمد داستان سرا بوده یا شاعر و یا فیلسوف و یا ستاره شناس و یا نویسنده داستانهای عشقی(یوسف و زلیخاه) و یا تاریخدان ....
اعجاز عددی قران اتفاقی و تصادفی است؟
در نتیجه می توان از نظر علمی وجود خدا را ثابت کرد
البته باید پذیرفت که تنها خداست که انسانها را هدایت می کند
و برای افرادی که گمراه هستند هر دلیلی بیاوریم قانع کننده نیست
کسی که با دیدن دنیایی با این همه شگفتی کافر باشد چیز عجیبی است
http://benamekhodavand.blogfa.com
"Everybody who gives you a belief system,is your enemy!"(Rajneesh Osho)
سلام
به دوستان و خوانندگان عزیز پیشنهاد می کنم کتاب آنسوی سراب نوشته هوشنگ معین زاده و کتاب های دیگر ایشان و علی دشتی را مطالعه نمایند. تا با فکر کردن و پرسش از خود به حقایق دست یابند. فقط کتاب بخوانید.
Post a Comment